من کی هستم؟
سلام، من کیمیاگر تنبلم. یک اردیبهشتیزادِ درونگرا که زندگی را نه یک مسابقهیِ پرشتاب، بلکه یک پیادهرویِ طولانی و تاملبرانگیز در مِه میبیند. اینجا در این وبلاگ، گوشهی دنجِ من است برای خودشناسی؛ فضایی برای حرف زدن از چیزهایی که در هیاهویِ روزمرگیها گم میشوند.
اگر بخواهم صادقانه بگویم، من با “بایدها” و “تلاشهایِ فرساینده” میانهی خوبی ندارم. من معتقدم خودشناسی نه یک مسیر پرشتاب، که یک پیادهرویِ آرام در یک مسیر مهآلود و زیباست. اینجا مینویسم تا با خودم و جهانِ درونم بیشتر آشنا شوم؛ از تجربههایم در مدیتیشن و خلوتهای شخصی گرفته تا پرسشهای بیپایانی که در مورد کیهان و هستی در سرم میچرخد حقیقتش را بخواهید، من یک “راحتطلبِ حرفهای” هستم! معتقدم خودشناسی نباید دردناک باشد؛ باید مثلِ نشستن زیرِ نورِ ملایمِ آفتابِ بهار، ساده، آرام و بیدغدغه اتفاق بیفتد. دغدغهی من در این سالها، یافتنِ تعادلی میانِ کنجکاویهای بیپایانم در بابِ فلسفه، کیهانشناسی و عرفان، با نیازِ درونیام به سکون و آرامش بوده است.
گذشتهی من پر از تجربههایی بوده که هر کدام سنگی در بنایِ “منِ کنونی” گذاشتهاند، اما امروز نگاهم بیش از هر زمان دیگری به آینده است.
رویایِ بزرگِ من؟ داشتنِ یک کمپر؛ خانهای چرخدار که مرا به دلِ طبیعت ببرد. دلم میخواهد از محدودیتهای زندگیِ شهری فاصله بگیرم و سلوکِ معنویام را در آغوشِ درختها و زیرِ سقفِ پرستارهی آسمان ادامه دهم. من در پیِ راههایی هستم که در آن، کار کردن نه به معنایِ اسارت، که وسیلهای برای تأمینِ یک زندگیِ مینیمال، کمهزینه و پربار باشد.
اینجا، من نه یک راهنما، بلکه یک همسفرم. مینویسم تا با واژهها، افکارم را مرتب کنم و شاید، هممسیرهایی پیدا کنم که مثل من، به دنبالِ کیفیتِ زندگی در سادگی هستند. اگر تو هم به دنبالِ توقفی کوتاه در مسیرِ پرشتابِ زندگی هستی تا با خودت خلوت کنی، خوشحالم که اینجا کنارم هستی. بیا با هم، آهستهتر پیش برویم.
این پست را هم ببینید:قانون فرکانس و ارتعاش در جهان هستی



بدون دیدگاه